2005/12/3
در انتظار
انتظار احتضار شب
شهر خسته است ...
و فانوسهای درد
خرد شدن را سالهاست
در آغوش زمین آموخته اند
چه کسی با غروب خورشید وضو می سازد ؟ !
و نماز وحشت را
با لکنتی غریب
در فصل ترانه ها، به جای می آورد ؟ !
و باز
با...ز
تنهایی ، در تابوتهای کاغذی
جنازه ی سکوت قلم را تشییع می کند .
*****************************
( کتاب همسفر ترانه خورشید صفحه :۹۴ )
نوشته شده توسط بیتا اهورا در ساعت 23:46 | لینک
|
