نقاب می کشد...
نقش چهره ای، بر در !
پاره ای از حروف، می لغزند...
عروسکان عروس
رقص کنان،
تور می بافند !
دستی بر آب می خورد
می شکند، نقش چهره ای، بر در!
تقسیم می شود ...
رطوبت خواب/
بر پناه زمین
امن سایه ای، بر در!
و اخته گان تقدیر...
رقص کنان
اشک می بندند !
کتاب می سایند!
و نگاه می شود...
قطره قطره سنگ، بر در !
و باز می شود در...
و باز
می شود، در!
باز می شود نقاب ...
و باز
می شود ، نقاب !!
و با ز می شود، نقش چهره ای بر در !!!
