2006/3/7
(مجموعه ی وارث برکه های توفانی، فرشته امام حسینی، ۱۳۷۹)
ما كه از شاهين كور خانگی
سيلي مرگ كبوتر خورده ايم
ما كه از فرياد هرزي واژه خور
تا زمان مست است دل آزرده ايم
ما كه در قرض خيال خام مرگ
سهم روح عشق را پرداختيم
خود كنار جسم بي جان مرده ايم
تخم خنجر بر زمين انداختيم !!!
كاش اين سجاده پيمان مي شكست ...
تا به جرات، خويش را مي باختيم
يا كه در والايش ذرات درد
آسماني از زمين مي ساختیم...
كاش در آغوش مرمرهاي باد
از نگاه خار، پنهان مي شديم
يا كه در خميازه ي گلهاي يخ
خواب گمنامي باران مي شديم ...
نوشته شده توسط بیتا اهورا در ساعت 17:54 | لینک
|
